تبليغاتX
سودای سیمرغ
 

بیست و هشت تابستان پیش ٬ امروز ٬ زاده شدم ...

یکم مرداد سال هزار و سیصد و پنجاه و نه ...

و امروز مُردم ...

یکم مرداد سال هزار و سیصد و هشتاد و هفت ...

یادت هست پیش از آغاز سال جدید ٬ می دانستی برای همه ی دوستانم کتاب هدیه می گیرم از برشت ٬ کایا ٬ ناظم و نرودا ! گفتی : بر صفحه ی نخست همه شان بنویس : سال ِ نو آمد و ما نو نشدیم ... و گفته ی تو بر دل ِمن نشست و من در آغاز همه ی کتاب ها ٬ همان را نوشتم ... حالا در روز تولدم برای همه می نویسم :٬ در زاد روزم ٬ من مُردم ... از این بدتر چه ؟

 

+ نوشته شده در ساعت توسط سودا ) |